دست او ایا نخواهد چید
سیب را از شاخه امید
نو نهال مهر را پربار
چشم او ایا نخواهددید ؟
نه نخواهددید
دست او از شاخه امید
میوه شیرین نخواهد چید
باز می گردد دریغا بازگشت او
نیشخند دره ها را تاب نتواند
پیش طعن کوهها از شرم گشتن اب نتئاند
باز می گردد و می خواند
دره ای آغوش بگشوده
جاودان...