You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
-
راز سربسته ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
-
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش به آزار دگر
-
در کوی نیکنامان مارا گذر ندادند....
-
دهان یار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود
-
دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود
-
دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود
-
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت
ورای مدرسه و قال و قیل مساله بود
-
شمع را باید از این خانه بدر بردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی
-
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
-
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
حدیثم نکته هر محفلی بود
-
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
-
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
-
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
-
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست