زمانی از سیگار می کشیدم...
زمانی از روزگار...
ولی...
حالا یه گوشه ای میشینم رها از غم و غصه ها بیخیال از همه چیز تنها آسوده زندگی می کنم! فقط همین و بس...
برایم از بازار یک بغض خوب بخر.
این بغضی که من دارم؛
هر روز می شکند!
می شکند، بی آنکه قطره ای از چشمانم بریزد.
روزی دو صد بار نابود می شوم با این بغض. "