نتایح جستجو

  1. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    گریه پدر فقط حلقه اشکی بود در چشمان. همه وارد ساختمان شدیم. چمدون ها رو به کناری گذاشتم و دوباره مادرم رو در آغوش گرفتم. بعد رو به فرخنده خانم کردم و گفتم: چطورید فرخنده خانم؟خوبید؟ دلم برای شما و سماور گوشه خونه تون خیلی تنگ شده، پناهگاه من! یادم می آد هر وقت که مادرم منو دعوا می کرد به اتاق...
  2. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    به نام آفریدگار یکتا در زندگی انسان گاهی دیگران سرنوشت را تعیین می کنند. زمانی که به گذشته باز می گردیم به لحظاتی برخورد می کنیم که با یک اتفاق ساده، دیگران توانسته اند زندگیمان را دگرگون کنند. این داستانی است از یک زندگی. مسافرین محترم ورود شما را به خاک ایران خوش آمد می گویم. ساعت 20:30 دقیقه...
  3. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    دوستان عزیز هرچقدر تلاش کردم نتونستم براتون از ادامه رمان بگذارم ، بنابراین مجدد از اول میگذارم .:gol: تایپ توسط دوست خوبمون : سامان 98ia
  4. ملیسا

    توسهم منی

    من هم همینطور. ـن شب پس از خداحافظی با رامبد ، ساعتها بیدار بودم و خدا را به خاطر چنین لطف بزرگی شکر می کردم . فردای آن روز مامان به زهرا خانم جواب منفی داد و مرا از فشار روحی بزرگی که گریبان گیرم شده بود ، رهانید > وقتی ظهر رامبد به منزلمان آمد ، صحنه ی صحبت کردن او و مامان قلبم را از فرط شادی...
  5. ملیسا

    دفتر تالار داستان

    محسن جان پست ده را به قسمت شعر باید منتقل کنید بی زحمت . پست یازده رو هم به داستانهای کوتاه .
  6. ملیسا

    توسهم منی

    - توچطور متوجه این موضوع شدی ؟! - اول جواب سؤالم روبده . - نمی خواستم چیزی روازت پنهان کنم ولی این موضوع فرق می کرد ! بااین حال اگرناراحت شدی ازت می خوام من روببخشی ! بی اختیار چشمه ی اشکم جوشید وکمی بعد باصدایی گرفته ولرزان گفتم : - مامانم ازوقتی که فهمیده ، عذاب وجدان رهاش نمی کنه ودائم توفکره...
  7. ملیسا

    توسهم منی

    مگه مادر تو پیشگویی هم می کنه ؟! آخه اون از آینده چی می دونه ؟! سکوت کردم و سر به زیر انداختم . او ادامه داد : چند بار بهت گفتم بریم عقد کنیم ؟ قبول نکردی . اینو می خواستی ، آره ؟! نه به خدا رامبد ! اگه راست می گی همین حالا بریم خونه تون و تو شناسنامه ات رو بردار . بعدش هم می ریم محضر و عقد می...
  8. ملیسا

    [IMG] [IMG]

    [IMG] [IMG]
  9. ملیسا

    سلام عزیزم ، مرسی از اینکه من رو دعوت کردی به وبلاگ زیبات .

    سلام عزیزم ، مرسی از اینکه من رو دعوت کردی به وبلاگ زیبات .
  10. ملیسا

    چی چرا فریبا ؟ خوب دیدم اسمت جز آخرین نفرات بازدید کننده هست . من و پژی و فریباا ( همکار دوست...

    چی چرا فریبا ؟ خوب دیدم اسمت جز آخرین نفرات بازدید کننده هست . من و پژی و فریباا ( همکار دوست داشتنی ام ) داشتیم غیبت می کردیم . دی :
  11. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  12. ملیسا

    آخرین فعالیت : دقایقی پیش مدیریت صفحه فریباا [IMG]

    آخرین فعالیت : دقایقی پیش مدیریت صفحه فریباا [IMG]
  13. ملیسا

    ها ، خجالت بکش . آتی توی خونه های مردم رخت میشوره نمی تونه شکم بچه هاش رو سیر کنه ، بیاره بده به...

    ها ، خجالت بکش . آتی توی خونه های مردم رخت میشوره نمی تونه شکم بچه هاش رو سیر کنه ، بیاره بده به من که بریزم توی شکم تو . نمیخواد خودم پیل دارم . امروز میرم سر چهارراه شیشه ماشین ها رو می شورم . پیل جمع می کنم . فردا هم از صبح میرم کفش واکس میزنم . بازم پیل چمع می کنم .
  14. ملیسا

    گلم اصلا مشکلی نیست ، ما دخترها میخوریم غذا ها رو و در آخر میریم بیرون ، پسرها هم زحمت میکشن و...

    گلم اصلا مشکلی نیست ، ما دخترها میخوریم غذا ها رو و در آخر میریم بیرون ، پسرها هم زحمت میکشن و ظرفها رو میشورن و زمین رو طی می کشند . دیگه نیازی نیست من هم پیل بدم .
  15. ملیسا

    :cry::crying2: من پیل ندارم .

    :cry::crying2: من پیل ندارم .
  16. ملیسا

    وای آتی سرما خوردم حسابی ، گلو درد و عطسه و سردرد . تخسیره خودمه که شب ساعت 1 دوش گرفتم با...

    وای آتی سرما خوردم حسابی ، گلو درد و عطسه و سردرد . تخسیره خودمه که شب ساعت 1 دوش گرفتم با موهای خیس رفتم خوابیدم ، تختم هم که دقیقا جلوی کولر هست .
  17. ملیسا

    آتی قراره دادش پژی شرمنده کنه و دست به جیب بشه .

    آتی قراره دادش پژی شرمنده کنه و دست به جیب بشه .
  18. ملیسا

    قربونت برم یک جا قرار بگذار میام دنبالت . من ماشین دارم . جاش میگن خیلی خوبه . تنوع بد نیست ها .

    قربونت برم یک جا قرار بگذار میام دنبالت . من ماشین دارم . جاش میگن خیلی خوبه . تنوع بد نیست ها .
  19. ملیسا

    باشه داداش پژی . آخیش سبک شدم باهات درد و دل کردم . بخدا من دارم با 40 تا مرد کار میکنم با هیچ...

    باشه داداش پژی . آخیش سبک شدم باهات درد و دل کردم . بخدا من دارم با 40 تا مرد کار میکنم با هیچ کدومشون مشکلی ندارم با فریبا هم مشکلی ندارم . ولی این یکدونه کلافه کرده هم من و فریبا رو .
  20. ملیسا

    مشکل اینه که تو در جریان کارهای ما نیستی ، پژمان من هم انجام ندم میان میگن حالا تو این یکبار رو...

    مشکل اینه که تو در جریان کارهای ما نیستی ، پژمان من هم انجام ندم میان میگن حالا تو این یکبار رو انجام بده . و اگر نه تاخیر اون به من ربطی نداره . ولی وقتی کارهاش میریزه روی سرم ، وقتی ایمیل های من رو پرینت نمیگیره بده همه اینها باعث میشه کار من در امداد برگشت بخوره .
بالا