- توچطور متوجه این موضوع شدی ؟!
- اول جواب سؤالم روبده .
- نمی خواستم چیزی روازت پنهان کنم ولی این موضوع فرق می کرد ! بااین حال اگرناراحت شدی ازت می خوام من روببخشی !
بی اختیار چشمه ی اشکم جوشید وکمی بعد باصدایی گرفته ولرزان گفتم :
- مامانم ازوقتی که فهمیده ، عذاب وجدان رهاش نمی کنه ودائم توفکره...