نتایح جستجو

  1. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هذا کمثله عیونا علی خلق الناس هر کس این نقطه بداند در دایره ای از علم وارد شود که جز حضرت فیلش کسی اورا نتواند گریزانَد.
  2. bmd

    این از نظر روانشناسی نیست و لی از نظر گرامری و دستور نوشتاری باید بحث بشه.. میدونی نه اینکه برا...

    این از نظر روانشناسی نیست و لی از نظر گرامری و دستور نوشتاری باید بحث بشه.. میدونی نه اینکه برا ویرگول باید زبان کامپیوتر رو عوض کنم ..برا سخته واسه همین میخوام سکون لازم رو در محل مناسب با دونقطه بهت القا کنم البته همه جا رعایت نمیکنم ها ولی همینه اکثرا برا آشتی میدونی چجوری نقطه میزارند؟
  3. bmd

    منظورم این بود که یعنی حتما به همون راحتی کلمه" نه مشکلی نیست..." نیست و حتما ادامه مفصلی داره...

    منظورم این بود که یعنی حتما به همون راحتی کلمه" نه مشکلی نیست..." نیست و حتما ادامه مفصلی داره.. خب آسمانی بعضی کلمات گفتنش باعث میشه جمله زیباتر و حجیم تر بشه.. من خاطر ترانه رو خیلی میخوام و اون یه فرصت بود بهر حال همین .. ممنونم نه تو مشکلی نداری بابا حالا کلیت نده به نوشته ها..
  4. bmd

    هیچی نمیگم رنگها هیچی نیستند.. بین من و خدامه.. برو برو به سلامت.. میدونم همون همکلاسیت بهت...

    هیچی نمیگم رنگها هیچی نیستند.. بین من و خدامه.. برو برو به سلامت.. میدونم همون همکلاسیت بهت میگه.. باشه من راحتم ولی غیبت کم میکنم مطمئن باش بای
  5. bmd

    میدونممممممممممممممم ممنونم ثنا جان.. تو هم خوبی هم عاقلی.. گفتم آخه کمی هم حساسی باید مطمئن...

    میدونممممممممممممممم ممنونم ثنا جان.. تو هم خوبی هم عاقلی.. گفتم آخه کمی هم حساسی باید مطمئن میشدم.. برو دیگه داری باز معتاد میشیا//
  6. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی دختری بر شیختان بی ام دی ظاهر گشت و گفت از برای چه اینگونه الوان مینمایی در کتابتت؟ گفت هیچ.. گفتش من چگونه رنگی در نظرت میایم گفت هیچ
  7. bmd

    میدونی از نظر روانشناسی پست زنی بعد از اینکه کسی بنویسه نه مشکلی نیست و سه تا یا بیشتر نقطه...

    میدونی از نظر روانشناسی پست زنی بعد از اینکه کسی بنویسه نه مشکلی نیست و سه تا یا بیشتر نقطه بزاره یعنی مشکلی هست.. منم که یه پا روانگردان دارم میندازم.. سلام ترنادو عزیز.. مرسی.. راستی اون هدیه آسمانیت از ترانه هم خیلی خوب بود الان فهمیدم.. مرسی
  8. bmd

    ای الهی نگران نباش خودم میارمت بالا تو برو تو چاه.. من نمیرم جایی. بابا خوش باش میخوام با یه...

    ای الهی نگران نباش خودم میارمت بالا تو برو تو چاه.. من نمیرم جایی. بابا خوش باش میخوام با یه خاطره خوشگل بری.. میفهمی؟ آی آی
  9. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    خوشگل یکیش من.. خوشگل ندیدی وگرنه میفهمیدی.. زشت ,خوشگلی بود که عاشق شده است:biggrin::biggrin::biggrin: روزی ثنا(قلبی فداها) با فانوسی در دست به کوچه ای میرفت بی ام دی(:redface:)گفتش :دنبال چه میگردی ای دختر گفت خوشگلی را میجویم در این شهر.. گفت یافت مینشود.. ثنا گفت: آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
  10. bmd

    :biggrin: نرو به من چه.. اونجا هر کی بیاد دستش میندازند خودت خواستی اومدی

    :biggrin: نرو به من چه.. اونجا هر کی بیاد دستش میندازند خودت خواستی اومدی
  11. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی آتوسا به مجلس زنانه ای دعوت شد.. چون به در خانه جشن رسید کفش بسیار آنجا دید .. از ترس ربوده شدن کفشش به خاطر تجربه قبلیش.. کفشهای پاشنه بلندش رو بر متقالی پیچاند و با خود به اندرونی برد.. ملیسا خاتون که با زنان دیگر در حال غیبت بود او رابدید و گفت آن چه کتابیست که بغل کرده ای چنین سخت؟ گفت...
  12. bmd

    باشه واللا این کارت درسته برو.. و با اعتماد و اعتقاد برگرد.. آدم تو بدترین کارها هم باید هدف...

    باشه واللا این کارت درسته برو.. و با اعتماد و اعتقاد برگرد.. آدم تو بدترین کارها هم باید هدف داشته باشه تا معنی بده.. برو و خوب بیا مرسی بابت امروز بای آنتیل انادر های
  13. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی ثنا(س)را تبی عظیم در گرفت پزشکان دربار به معالجتش در آمدند و هر کس چیزی به زبان میراند.. در آخر پیری خردمند گفت این دختر را شاید آتش عشقی در درونش افتاده که چنین هذیان میگوید.. خوبرویانی از پسران باشگاه را از برای وی ردیف کردند به در خانه اش و اورا به پیش آنان راندند.. او که از ماجزا کنون...
  14. bmd

    مرسی.. اینجا غوغاست اگه خواستی اوجور

    مرسی.. اینجا غوغاست اگه خواستی اوجور
  15. bmd

    چی بگم واللا چی دارم که بگم.. باشه هر چی صلاحه بکن.. هدف میدونی چیه؟ اینجا همه دوستیم و کسی...

    چی بگم واللا چی دارم که بگم.. باشه هر چی صلاحه بکن.. هدف میدونی چیه؟ اینجا همه دوستیم و کسی نمیخواد این دوستی سر مسایلی دیگه مخدوش بشه همین و بس
  16. bmd

    باشه عزیزم تو لااقل یه پیام بهش بده من بقیه اش رو درست میکنم.. مطمئن باش ولی لااقل باید یه پیغام...

    باشه عزیزم تو لااقل یه پیام بهش بده من بقیه اش رو درست میکنم.. مطمئن باش ولی لااقل باید یه پیغام بنویسی بهش یوخسا نمیتونم شرمندم.. نترس گفتم نترس.. من دارم میگم نترس میدونم چی میگم که میگ.. پس نترس همین
  17. bmd

    ثنا اونارو له کن تو ذهنت .. من رو چجوری کردی. اونام همینن فهمیدی؟ در مورد اسحاق هم باید که کاری...

    ثنا اونارو له کن تو ذهنت .. من رو چجوری کردی. اونام همینن فهمیدی؟ در مورد اسحاق هم باید که کاری کنی یوخساااااااااااااا برو خودت رو نشون بده ببینم.. زود باش.. اون فلسفه ات درست نیست.. طرحی نو بیندیش..
  18. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    زهره ای روزی بر کنار آب روان نشسته بود و همی شعر و غزل میخواند ناگاه جوانی/پیرجو/ و پیری خردمند و شولوخ/لرد/ را دید که به کنار رود رسیدند.. پیرمرد جستان و خیزان از نهر بپرید و جوانک مثل مرده ای در قبر سفید همچون گچ گشت... زهره را این مطلب بسیار اندیشناک آمد.. بی ام دی را فرمود تا تحقیق نماید...
  19. bmd

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی زهره غیبت شیخمان لرد(انفسنا قوربانها) را پیش شبلی میکرد.. لرد از برای زهره طبقی پر از اسمایل فرستاد و گفت ای کاربر فعال من شنیده ام که دعای خیرت را برای من هدیه میفرستی خواستم تلافی بنمایم
  20. bmd

    جونم حاجی باشه الان اوجور.. نمیدونم چرا تعطیلم من .. سلام

    جونم حاجی باشه الان اوجور.. نمیدونم چرا تعطیلم من .. سلام
بالا