نتایح جستجو

  1. صدای سکوت

    ***<<جلسات حفظ قرآن باشگاه مهندسان ایران>>***

    منم مثل sam 600020 خیلی دلم میخواست بدونم برنامه حفظتون چطوریه بهتون تبریک میگم و آرزوی موفقیت بیشتر دارم من این هفته کلا تنبل شدم البته یکم از برنامه جلو هستم و تا 123 حفظ کردم اما هنوز این آخریا را تثبیت نکردم تا 2 شتبه جز 1 تموم میشه و بتونم! تثبیت میکنم(همش تقصیر شیطونه هی منو تنبل میکنه...
  2. صدای سکوت

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    انشالله قسمت همه ی بچه های باشگاه
  3. صدای سکوت

    اینم چند خطی از توبره ی درویشی ما بود

    اینم چند خطی از توبره ی درویشی ما بود
  4. صدای سکوت

    ........من انسانم، از نسل آدم از خون قابیل که فریفته شد،همان که کشت و پشیمان شد همان که اولین...

    ........من انسانم، از نسل آدم از خون قابیل که فریفته شد،همان که کشت و پشیمان شد همان که اولین خون را به دامان بشریت ریخت ...واما امروز انسانیتمان بر باد رفته و حیوان درنده خویی شده ایم در کالبد انسانیت و قلب های هزاران نفر را میدریم من و تو موجود دیوصفتی شده ایم که ازآدمیت فقط نامش واز انسانیت...
  5. صدای سکوت

    .......... از هر آنچه شروع می کنم به تو می رسم،به هر که می اندیشم تفکر در تو غرق می شود هر جمعه...

    .......... از هر آنچه شروع می کنم به تو می رسم،به هر که می اندیشم تفکر در تو غرق می شود هر جمعه به یادت آسمان شهر عشق را چراغانی می کنم تا با آمدنت دلم را آسمانی کنی نگاه کن چگونه شب و تاریکی روز را بیرحمانه در خود می کشد و جغد شوم آرامش شب را میدزد چطور می توان بی تو ماند در حالی که بی تو حس...
  6. صدای سکوت

    ........... آیا خواهی آمد؟ نمی دانی چه سخت است روزهای هفته را یک به یک سر کردن تا روز آدینه هزار...

    ........... آیا خواهی آمد؟ نمی دانی چه سخت است روزهای هفته را یک به یک سر کردن تا روز آدینه هزار هزار جمعه به عشق تو برخاستم اما.. کارم شده ورق زدن جمعه های تکراری، جمعه هایی که هر روز صبح با نوای ندبه پر میشود از تمنای وصال، از اشتیاق دیدار و بازهم عصر جمعه و چشمان دوخته به جاده های انتظارکه...
  7. صدای سکوت

    ...........تا چشم گشودم حضورت را احساس کردم دلم هوایی تو شداما هر چه بزرگتر شدم دنیا چشمانم را...

    ...........تا چشم گشودم حضورت را احساس کردم دلم هوایی تو شداما هر چه بزرگتر شدم دنیا چشمانم را به هر آنچه نباید می دیدم گشود و رنگ های پر فریبش رنگ خداییت را در دلم کم کرد،راه گم کردم و راهی بیراهه شدم نور هداییت بر من تابید وراهنمایم شد،الهی یاریم کن تا نور هدایتت را هرگز گم نکنم تا راهی دیار...
  8. صدای سکوت

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    منظورتونا نفهمیدم؟؟ شرمنده
  9. صدای سکوت

    ............ خدایا این چه محشری بود که برپاشد؟ از کدام برایت بگویم از داغ رفتن عباس،از عمود بی...

    ............ خدایا این چه محشری بود که برپاشد؟ از کدام برایت بگویم از داغ رفتن عباس،از عمود بی علمدار، از ساقیان بی سقا،از به خون خفتن آن دریای معرفت یا از شهادت علی اکبر همان شبه پیامبر، از شکسته شدن شاخه ی شمشاد، از خم شدن کمر حسین در داغ آن شجاعت ایستاده،از بی سر شدن نهایت امید و آرزوی یک...
  10. صدای سکوت

    به به از این ورا هم اومدین

    به به از این ورا هم اومدین
  11. صدای سکوت

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    من اربعین کربلا بودم و میدونم ازدحام جمعیت اونجا بیداد میکنه اینقدر زائر میاد که آدم جرئت نداره پاشو زمین بذاره که مبادا زیر پاهات کودک یا خردسالی لگد کوب بشه از یک روزه تا یک صدساله همه میاند حتی حیونای قربونی هم راه خودشونا میدونن ،میدونن بایدکجا برند گوشه گوشه شهر پره از شبیه سازی های عاشورا...
  12. صدای سکوت

    ***<<جلسات حفظ قرآن باشگاه مهندسان ایران>>***

    سلام متاسفانه نرسیدم برنامه مو انجام بدم سرم خیلی شلوغ بود و همون 105 آیه قبل رادارم البته حتی به مرور هم نرسیدم واقعا من شرمنده قرآنم که اینقدر بچه بدیم:cry:
  13. صدای سکوت

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/336979-یک-لحظه-سکوت-و-یک-فاتحه-هدیه... مرحمت فرمایید:gol:

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/336979-یک-لحظه-سکوت-و-یک-فاتحه-هدیه... مرحمت فرمایید:gol:
  14. صدای سکوت

    احوالپرسی هست به رسم ادب: انشالله که رفع کسالت شده باشید وسالم وشاداب باشید همیشه

    احوالپرسی هست به رسم ادب: انشالله که رفع کسالت شده باشید وسالم وشاداب باشید همیشه
  15. صدای سکوت

    ***<<جلسات حفظ قرآن باشگاه مهندسان ایران>>***

    سلام من از برنامه جلو افتادمو تا 105 حفظ کردم
  16. صدای سکوت

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    صدای پای اشتران از کویر می آید کاروانی خسته وغم دیده ،هر کسی سر بر کنج کنجاوه نهاده و آرام می گرید کاروان به مدفن خورشید رسیده است و ناقه ها چون برگ خزان خود را به زیر میافکنند هرکسی به سراغ قبر عزیزی می رود و زینب به سراغ برادر اما شرمنده است از اینکه دردانه ی حسین را در خرابه ها جا گذاشته به...
بالا