نتایح جستجو

  1. Sharif_

    *** آشنایی و گفتگوی بچه های کامپیوتر....***

    هان فهمیدم گفتم که می خوام سر به سرت بذارم
  2. Sharif_

    لباس نو مبارک[IMG]

    لباس نو مبارک[IMG]
  3. Sharif_

    *** آشنایی و گفتگوی بچه های کامپیوتر....***

    اول تو برو فرق چی و کی رو بدون بعد بیا سر به سرت بذارم:D
  4. Sharif_

    سلام اقا یه سوال باور کن یادم رفت

    سلام اقا یه سوال باور کن یادم رفت
  5. Sharif_

    *** آشنایی و گفتگوی بچه های کامپیوتر....***

    کسی نیست یکم سربه سرش بذاریم؟
  6. Sharif_

    تو که گفتی زنگ تفریح نمیری؟

    تو که گفتی زنگ تفریح نمیری؟
  7. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد
  8. Sharif_

    اصلا قاطی کردم پست تو رو به یه نفر دیگه میفرستم ماله یه نفر دیگه رو به خودم می فرستم اشتباهی شد...

    اصلا قاطی کردم پست تو رو به یه نفر دیگه میفرستم ماله یه نفر دیگه رو به خودم می فرستم اشتباهی شد شرمنده شب میای کافه؟
  9. Sharif_

    خیلی وقت بود نخوابیده بودم دیشب خوابیدم

    خیلی وقت بود نخوابیده بودم دیشب خوابیدم
  10. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    تا چند کشی نعره که قانون خدا کو گوش شنوا کو؟ ان کس که دهد گوش به عرض فقرا کو گوش شنوا کو؟
  11. Sharif_

    خوش می اید زود جواب میدی هستی شب؟

    خوش می اید زود جواب میدی هستی شب؟
  12. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    من سپیده دم فردا به سوی باغ شوم که گل سوری از خنده گشوده دهن
  13. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    نگار من امید نوبهار من لبی به خنده باز کن ببین چگونه از گلی خزان ما بهار می شود
  14. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کا رما شاید این است که در گل سرخ شناور باشیم پشت دانایی اردو بزنیم . . .
  15. Sharif_

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    منبه سیبی خوشنودم و به بوییدن یک بوته بابونه من به یک اینه ، یک بستگی پاک قنا عت دارم من صدای پر بلدرچین را می شناسم رنگ شکم هوبره را اثر پای بز ک.هی را خوب می دانم ریواس کجا می روید سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد
  16. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    یادم ای د تو به من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب ایینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر ک ن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم نتوانم
  17. Sharif_

    یکی از ارزوهام براورده شده بود

    یکی از ارزوهام براورده شده بود
  18. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت
  19. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    توده برف بشکاف از هم قله کوه شد یکسر ابلق مرد چوپان درامد ز دخمه خنده زد شادمان و موفق
  20. Sharif_

    مشاعرۀ سنّتی

    و خدایی که در این نزدیکی است لای این شب بوها ، پای ان کاج بلند
بالا