"داشتم از این شهر می رفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی ای که رفت و غرق شد
البته
این فقط می تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و
تو صدایم کنی
فقط می خواهم بگویم
تو نجاتم دادی
تا اسیرم کنی"
رسول یونان
"نه امپراتورم
و نه ستاره ای در مشت دارم
اما خودم را
با کسی که خیلی خوشبخت است اشتباه گرفته ام
و به جای او راه می روم
غذا می خورم
می خوابم و ...
چه اشتباه قشنگ و دل انگیزی!"
رســــــــــول یونــــان
"خوب خوب نازنین من
نام تو ...
مرا همیشه مست میکند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو ...
اگرچه بهترین سرود زندگیست
من تو را
به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم
بهترین بهترین من... "
فریدون مشیری