دلـم بـه وسعت دریـا گـرفته آقـا جـان
از این زمانه از اینجا گـرفته آقـاجان
بیا دوای غم و غصـه ها تویی مـولا
برای توست که دلهـا گـرفته آقـا جان
میان خشکی این شهرمانده ام عمری
دلـــم بهــانه دریــا گـــــرفته آقـا جـان
کجـا جزیره خضراست من نمی دانم
دلـم برای همانجــا گــــرفته آقـا جـان
هزار ســـال...