اندر کرامات شیخمان لرد همین بس که از زهره صادق و او هم از آتوسای پاکدین و او نیز از بی ام دی راستگو و اونیز از ترنادوی معمار نقل است که روزی.. مونثی ناشناس به پیش شیخمان شد و از او سراغ خانه دوست را کرد.. شیخمان که خدایش رحمت کند فی الفور کتابت را کناری نهاد و با وی تا مقصد همراهی بفرمود..