آسمان آبی تر
آب آبی تر
من درایوانم رعنا سر حوض
رخت می شوید رعنا
برگ ها می ریزد
مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است
من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست
زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند
من ودا می خوانم گاهی نیز
طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری
آفتابی...
والا چی بگم از درسا
6 واحد گفتن حذف کن
2 واحد هم گفته بهت صفر می دم :d
خدا کریمه
یه جوری رد می کنیم میره
چند واحدی و چند واحد احتمال میدی قبول بشی :D(من 22 تا دارم ولی بعید میدونم نصفشو پاس کنم)
تازگیا چه خبر؟