چارلي باز هم منتظر تماس اون فردي شد كه اون عكسها رو براش مي فرستاد شد و بارها بارها به پست و تلفنهايش سر مي زد تا ببيند اين كابوسش چه زماني تمام مي شود ولي هرگز هيچ تماس و يا نشونه اي از كسي كه بخواهد با چارلي تماس بگيرد نبود .
چارلي حتي شماره هاي تماسش رو هم روي درب خونه اش نوشت تا اون فرد با...