نتایح جستجو

  1. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  2. canopus

    دست‌نوشته‌ها

    غمگین و خسته به تقویم نگاه می کند. از آن روز تا به حال چند هفته می گذرد. با خودکاری قرمز رنگ روی تاریخ آن روز یک علامت ضربدر کشیده است. قلبش درد می گیرد... سرش گیج می رود... سخت نفس می کشد... آهسته کنار پنجره می رود و نفسی عمیق می کشد. چشم هایش را می بندد. اشک می ریزد... اشک می ریزد... آغوشی...
  3. canopus

    سلام بهتاش عزیز،ممنون،شما خوبی؟ [IMG]

    سلام بهتاش عزیز،ممنون،شما خوبی؟ [IMG]
  4. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  5. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  6. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  7. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  8. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  9. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  10. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  11. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  12. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  13. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  14. canopus

    [IMG];)

    [IMG];)
  15. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  16. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  17. canopus

    [IMG]

    [IMG]
  18. canopus

    فراق یار

    در فراقت نیست آرامم تماشا کن مرا دردمندی بی سرانجامم تماشا کن مرا گر چه در هجران تو من سوختم سر تا به پا باز هم در عشق تو خامم تماشا کن مرا جرعه ای از جام چشمان تو نوشیدم کنون مست و سرخوش زان می جامم تماشا کن مرا صید در دام توام، دام توام خوشتر ز باغ گر چه در دامم ولی رامم تماشا کن مرا نیست...
  19. canopus

    دست‌نوشته‌ها

    از فضای تاریک و تنگ می ترسم. از تنهایی می ترسم. از دور شدن و رفتن می ترسم.از هم نشینی با آن موجودات می ترسم. فریاد می زنم:نمی خواهم... نمی خواهم... نمی خواهم... صدایی می شنوم...« به خواست تو نیست » با بغضی در گلومی گویم:می دانم،می دانم...
  20. canopus

    [IMG]

    [IMG]
بالا