از ستارگان
به خانه پناه می برند
شب اما,آمده است!
در خانه دخترکی مرده است
با رز سرخی پنهان به طره ی گیس!
شش بلبل بر نرده ها
مرثیه اش را می خوانند
و آه از نهاد گیتار ها بر می آید!
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب