وقتی که بنبست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگا با غم گریه می گرد
قاصد چشم تو آمد,مژده ی روییدن آمد
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشقدر حضور حضرت تو
ای که می سوزم سرو پا تا...