مـن مرغ لاهـوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم . دامــش نـدیـدم نـاگـهـان در وی گـرفـتـار آمـدم
من نور پاکم ای پـسر نه مشت خاکم مـخـتـصر . آخـر صـدف مـن نـیـسـتـم من در شـهوار آمـدم
ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین . آن جـا بـیـا مـا را بـبـیـن کـان جـا سـبکـبـار آمـدم