ما را امیدی نیست شرمرسانید:دی
هرطورصلاحه باز...
زاهد؟فکرنمیکنمی:دی
اون که اره..بنده خدا...
خب اون که ذاتیه...ولی جدی کارکنید خوب شید...بنده خدا چ گناهی کرده اخه:دی
هاها
تجربه اولم بینهایت خوب بود برام
زندگی تقریبا یک ماهم با یک رادیو...
دنیای قشنگی بود...
.
.تجربه های بعدیم پرازسختی .درد..و شناخت خدابود.
ازبین تنهاییها.سال هشتاد ونه تا نود (یک سالش) هم سخت بود ولی پرتجربه...
شیطو ن سنگ؟ زاهد نمیشید هرکاری هم که بکنید:دی
اولین تجربه تنهاییم رو در دوم راهنمایی تجربه کردم.
و اوج تنهایی هام بین یک تاپنج سال متغیره ..از 87 تا الان...
میدونم ..
ولی مطمئنم به زاهدی نمیرسه بابا
جوگیرنشین...هاها