دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود*** تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت***باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد*** ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت*** فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته...