من این کتابو خوندم..
تو شبایی خوندم که بار غم مملکت روی دوشم بود..
شبایی که تنها خوندن این کتاب ارومم میکرد..
عاشق اون قسمتشم که:
عملیات گره میخوره و گردان اقای برونسی به هدفش که شکستن خطه نمیرسه و سرشو میزاره رو خاکهای نرم و گریه میکنه و بی بی زهرا هدایتش میکنه..
کاش ما هم قسمت میشد کنار این...