وقتی مامان من صدای فیلمو با وجود هدفون گذاشتن، میشنفه، دیگه از مامان تو هم این کرامات بعید نیست!!
پ.ن: البته منو ثنا لو داده بود... نه صدای فیلم!
ننه: داری فیلم می بینی؟!:mad:
من: از کجا پی بردی ننه؟! :eek:
ننه: از صدای فیلم! :cool:
من: من که هدفون داشتم!!!:surprised:.
لحظاتی بعد....:
من...
ولی بازم می گم... رمانه! رمان چیزیه که از دید آدم نشات می گیره و هر آدمی یه دیدی داره! یه حسی داره! مث شعر یه چیزیه که میجوشه. اگه وقایع نگاری بود، می شد خرده گرفت که چرا مثلاً از فلان نگفتی، چرا اینجا در مورد حضور مذهبیا تفریط کردی و... از این حرفا!
آره واقعاً! قبول دارم! خیلیم قبول دارم! راست میگی... یعنی نگاهش مطلق نیست... جوری نگاه نمی کنه که همه چی رو سیاه ببینه. خوبیش اینه!
اتفاقاً تو پیغام قبلیم نوشته بودمش، پاکش کردم!
میدونی اون چیزی که سیمینو با ارزش نگه داشته اینه که نگاهش به قول خودش به توده های مردمه. (از اینکه گفتم دیدش محدود...
منم عقیده دارم که نسبت به دین بد فکر نمی کنه. ولی خداوکیلی قابل تحمل ترین فرد مذهبیش سلیمه که اونم ریشش به باد بنده نه ریشه!!
دید انتقادیشو به یه سری مذهبیا دوست دارم... امّا دیدش محدود شده به یه نقطه!!
اجازه بدین من برم اون دانشگاهی که به شما مدرک تاریخ(!) داده رو با خاک یکسان کنم برادر!!
احیاناً همون دانشگاهی نیست که با شعار "هر یوزر، یک مدرک"، ماهی یه بار بهتون مدرک "روانشناسی" و "مهندسی پزشکی" و " مکانیک" و "معماری" و... میده؟!
مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبانشان نیست؛
آن را تا آنجا پاس می دارند که معایش ایشان از قِبَل آن می رسد،
اگرنه چون به بلا امتحان شوند، چه کم هستند دینداران!!
امام حسین (ع)
خب می گم... ایرادی بهش وارد نیست! نظرشه و فقط میشه در موردش نظر داد.
سیمین آدم مذهبی نبوده که بخواد به انقلاب به عنوان حرکت مذهبی نگاه کنه و نباید هم ازش انتظار داشت... رمانه دیگه! جوشیده از ذهن و اعتقادات و احساسات.
منظورم اینه که هرکی از دریچه ی ذهن خودش به ماجرای انقلاب نگاه می کنه.
سیمینم با ذهنیت خودش این کارو کرده. نمیخواسته وقایع نگاری کنه که... بنابراین میشه گفت داستانش حقیقت انقلاب نیست. قسمتی از حقایقه.
هرکسی بخواد"رمان" بنویسه، قسمتی از حقایق رو می نویسه. یعنی بخشی که دوست داشته و بهش تعلق خاطر...