نتایح جستجو

  1. medi2536

    يك سوال از خانوم ها

    بستگي به چي داره يه اقايي خيلي جدي و مودبانه ميگه خانوم لباستون خيلي زيباست يا ميگه چه عطر خوش بويي استفاده كردين
  2. medi2536

    اشما از زندگي چي فهميديد؟

    -فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته" از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است . 54 ساله -فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری . 12 ساله -فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به زنت بگویی " دوستت دارم" . 61 سال...
  3. medi2536

    فرار عاشقانه از زبان فروغ فرخ زاد

    به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس سند عشق به امضا شدنش می ارزد گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم کوشش رود به دریا شدنش می ارزد کیستم ؟ … باز همان آتش سردی که هنوز حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد با دو دست تو فرو...
  4. medi2536

    دخترك اكارديون مزند

    جلوی سینمایی در… زمانی که فیلم به پایان می رسد به سمت جمعیتی می آید که بعد از دیدن فیلم قصد دارند به سمت خانه خود حرکت کنند. برخی بی توجه به او و برخی پولی به او می دهند… شاید از سر دلسوزی به خاطر اینکه راه امرار معاش یک دختر نوجوان نواختن آکاردئون در کوچه و خیابان است. از سر...
  5. medi2536

    يك شب با زني ديگر...

    دنبال چيز ديگه اي بودي؟
  6. medi2536

    يك شب با زني ديگر...

    ممنون از همه دوستان كه نظرات قشنگشونو گذاشتن
  7. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ٥٠ سنت پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى...
  8. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سؤال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟» من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت...
  9. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    *درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .* *پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید :* *جاسوس می فرستید به جهنم!؟* *از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و…* *حال سخن درویشی که به جهنم رفته...
  10. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    *ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد.* *پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟* *مادر گفت : ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی* *فقط خواستم بگویم تولدت مبارک .* *پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح...
  11. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    *در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد:* *«فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟* *ماکس جواب می دهد: چرا از کشیش نمی پرسی؟»* *جک نزد کشیش می رود و می پرسد:* *«جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن »هستم، سیگار بکشم* *»کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این...
  12. medi2536

    سلام ببخشيد منم نبودم حالتون خوبه؟

    سلام ببخشيد منم نبودم حالتون خوبه؟
  13. medi2536

    فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن در چیست؟

    سلام http://groups.google.com/group/365rooz
  14. medi2536

    چند داستان كوتاه و زيبا

    *جبران خلیل جبران یک داستان کوتاه بسیار زیبا دارد که از این قرار است یک روز سگِ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت .* * وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند وا ایستاد. آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت: ای برادران دعا...
  15. medi2536

    يك سوال از خانوم ها

    من اصلا از اين كارا نميكنم چه مودبانه چه غير مودبانه
  16. medi2536

    فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن در چیست؟

    فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن در چیست؟ فرق این محصولات تنها در میزان غلظت عصاره روغنی سازنده بوهای مختلف است. بدیهی است هر قدر غلظت عصاره روغنی در یک بو بیشتر باشد، ماندگاری اش بیشتر خواهد بود. غلیظ ترین عصاره، عطر یا perfume نام دارد با غلظتی بین 40-15% خالصترین و...
  17. medi2536

    شانس

    *تحقیقی از"ريچارد وايزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير.* چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟ مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما...
  18. medi2536

    يك سوال از خانوم ها

    اقا سامان اقا سامان برادر من اين چه حرفيه حالا كي گفت تيكه انداخته كي گفت مزاحم ناموس مردم شده چرا يهو عصباني ميشي هنوز كه چيزي اتفاق نيافتاد
  19. medi2536

    فرار عاشقانه از زبان فروغ فرخ زاد

    چرا از مرگ می ترسید ؟ چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟ مپندارید بوم ناامیدی باز به بام خاطر من میکند پرواز مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است مگر می، این چراغ بزم جان مستی نمی آرد مگر این...
  20. medi2536

    يك شب با زني ديگر...

    یک شب با زنی دیگر ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید. اومیگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی...
بالا