دوستان ياران
بياييد
نشسته است زخم دل
دست به زانو
تا بران پاشيد
نمك رنج هاتان
يادتان نرود
من گر شوم خاكستر
باز شعله هاي دوستي
برقرار است
يادتان نرود
من گر باشم آتشكده خاموش
باز به من راه دارد
روشنايي
يادتان نرود من گرچه سكوتي رسته ام
اما هويداست فرياد رستن ها
يادتان نرود
من گر شوم سرد خاكي...