نبودی بجات من
نشستم با ابرا تو بارون
نشستم تو دالون تاریک و سرد زمستون
نبودی ولی من...
با عطرت پریدم
با یادت شکفتم
پر از غصه بودن
پر از گریه بودم اما...
به هیشکی نگفتم
به هیشکی نگفتم
شبم بی ستاره س
به هیشکی نگفتم
دلم پاره پاره س
غرورم نمیذاشت
سرم خم شه جایی
به هیشکی نگفتم
غذابه جدایی
دو چشم...