نتایح جستجو

  1. ملیسا

    [IMG]دیگه دوستم ندالی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [IMG]

    [IMG]دیگه دوستم ندالی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [IMG]
  2. ملیسا

    ***** تولد اکسیر جونه خودمونــــــــــــــــه ******

    :gol:سیاووش جان تولدت مبارک .:gol:
  3. ملیسا

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-...

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-بشه?p=2865756#post2865756
  4. ملیسا

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-...

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-بشه?p=2865756#post2865756
  5. ملیسا

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-...

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/222573-اگه-میخواهید-شیشه-مانیتورتون-در-عرض-چند-ثانیه-تمیز-بشه?p=2865756#post2865756
  6. ملیسا

    اگه میخواهید شیشه مانیتورتون در عرض چند ثانیه تمیز بشه

    اگه میخواهید شیشه مانیتورتون در عرض چند ثانیه تمیز بشه اینجا رو کلیک کنید !!!...
  7. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  8. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  9. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    دروغ سنج یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود.. در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟” فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر...
  10. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  11. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  12. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  13. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  14. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  15. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  16. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.» پیرمرد غمگین شد، گفت عجله...
  17. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    حکایت شیری که عاشق آهو شد !!!! ... شیر نری دلباخته‏ ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ی حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود… پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد. . . . . . . . . . دید...
  18. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست به دنبالش نگرد خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست خدا در قلبي است که براي تو مي تپد خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد خدا آن جاست در جمع عزيزترين هايت خدا...
  19. ملیسا

    نباید مثل خورشید زیاد نور بدم چون همه از نورم استفاده می کنن ولی اصلا نگام نمی کنن؛ باید مثل...

    نباید مثل خورشید زیاد نور بدم چون همه از نورم استفاده می کنن ولی اصلا نگام نمی کنن؛ باید مثل ستاره کم نور بدم تا همه توی خلوت شباشون دنبالم بگردن
  20. ملیسا

    نباید مثل خورشید زیاد نور بدم چون همه از نورم استفاده می کنن ولی اصلا نگام نمی کنن؛ باید مثل...

    نباید مثل خورشید زیاد نور بدم چون همه از نورم استفاده می کنن ولی اصلا نگام نمی کنن؛ باید مثل ستاره کم نور بدم تا همه توی خلوت شباشون دنبالم بگردن
بالا