خری امد بسوی مادر خویش/ بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش/ برو امشب برایم خواستگا ری/ اگر تو بچه ات را دوست دا ری/ خر مادر بگفتا ای پسر جا ن /تو را من دوست دارم بهتر از جان/ ز بین این همه خر های خوشگل/ یکی را کن نشان چون نیست مشکل /خرک از شادمانی جفتکی زد/ کمی عرعر نمود و پشتکی زد/ بگفت مادر به...
آخه میدونی برای چی؟؟؟؟به خاطر دسته گلی که تو و سارا خانوم به آب دادید!!!سارا خانوم امر فرمودند که خاطرات ستاره دار گفته نشه!!!!!!!!!!!:biggrin::biggrin::biggrin:
بابا بنده خدا راست میگه دیگه !!!!!!!!!ببین چه جوری از ترس می لرزه:biggrin: لطفا همگی خاطراتتون رو از گنجشک های علم وصنعت شروع کنید!!!!!!که در این تاپیک رو خدای نکرده تخته نکنند!!!!!!!!!!
هی داددست رو دلم نذار که خونه!!!!!!!!!اون وقتها بر وبچه ها با معرفت تر بودند!!!!!!!!مخصوصا این برو بچه های م.شیمی!!!!!!!!!!!:biggrin::biggrin::biggrin:
ما چون ز دری پای کشیدیم ؛کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم؛بریدیم
دل نیست چو کبوتر که چو برخاست ، نشیند
از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم(عجب چیزی گفتما خودمم تعجب کردم):biggrin::biggrin:
باز که توهم زدی سارا خانوم!!!!!!!!!اولین رشته پر کاربرد تو دنیا با اجازه شما مکانیکه ودومیش برق!!!!!!!!!!!!چرا بی خودی جو میدی به موضوع؟؟؟؟؟؟مگه نشنیدی که میگن مهندسین مکانیک آچار فرانسه اند!!!!!!!! :biggrin: