من از سایه سار درختی پیر برایت می نویسم
که ای دوست ای همدم ای خاطره
قاصدک را پیغام را نامه را دریاب
من از ثانیه ها می ترسم
از ترک این دیوارها هراسانم
تا به کی باید رفت
تا به کجا؟
زمین و اسمان را با تو می خواهم
وجودت ریشه ی عمرم
حضورت گرمی دستام
نرو جونم نرو جونم که من امشب خیلی تنهام