چرخید شمر تعزيه، شاعر دلش شکست
یک قطره اشک آمدو پای غزل نشست
مردم گریستند و <<لب تشنه>> روی خاک...
دور امام نعره زد و خنجری به دست
این بار کاش حرف روایت عوض شود
این بار کاش... کاش ببینیم آب هست
باران برای تشنگی عشق گل کند
یا کاش بشنویم کسی آب را نبست
چرخید شمر، مردم محزون گریستند
انگار بند از دل...
سلام
هفت نفر با من و الهام وخودت میشیم ده نفر
البته هستن کسایی که هنوز خبرندادن
دسته بندی ها و فکرات رو تونسی به من برسون گلی
موف ق باشی
التماس دعا
یاعلی