مثل یه خواب بود ، یه رویای شیرین یا تلخ ، مثل قصه های مادربزرگا بود ، بکر و ناب
فقط یه فرق بزرگ با قصه هاشون داشت . کلاغ قصه آخرش میره و به خونش می رسه... !!!
انسانهایی با دوران کودکیم اندک اند ... انسانهاسی که میخواهند در نقاطی از زندگیشان در کودکیهاشان در حال خود گویند: "کاش فقط پررنگهای...