اقرار می کنـم
من قاتل ستاره ام اقرار می کنم
خود را در این محاکمه بر دار می کنم
ای دشنه ها امان ندهید امشبم که صبح
شهر از گناه خویش خبردار می کنم
زل می زنم به پنجره مه گرفته ام
آفاق را به چشم خودم تار می کنم
کابوس ها محاصره ام کرده اند آی!
غرق سیاهکاریم اقرار می کنم
خون کبوتران حرم گردنم گرفت...