مردی بود که همیشه با خدای خودش راز و نیاز می کرد و دادِ "الله الله" داشت. یک وقت شیطان بر او ظاهر شد و او را وسوسه کرد و کاری کرد که این مرد برای همیشه خاموش شد.
به او گفت: ای مرد! این همه که تو الله، الله" می گویی و سحرها با این سوز و درد خدا را می خوانی، آخر یک دفعه هم شد که تو لبیک بشنوی؟
تو...