سلام
منم ديشب خواب ديدم يه آقاي نوراني اومد گفت: « عزيزم اونايي كه ميگن خدا هس خيلي بيجا مي كنند! خدا كجا بود؟قيامت كجا بود؟قيامت همين منم!»
من بهش گفتم ولي آقا جان!(يه شال سبز هم دور گردنش بود)!!!
تا اينو گفتم با يه چوب گردو افتاد به جونم حالا نزن كي بزن!!! مي گفت: « تو غلط ميكني به من ميگي...