سلام سلام صدتا سلام!
يه اتفاقه ساده مثله خنده!
بچه ها ديدين چي شد؟
نديدين ديگه! حالا واستون ميگم!
خداي خوب و مهربون.. يه كاري كرد كه خودم موندم!
ديگه من غزل خداحافظي رو خونده بودم و صبح 1 شنبه ساعت 7 رفتم ترمينال غرب (ميدون آزادي)واسه اعزام
خلاصه يه 120 تايي بوديم... ييهو ياد حرف خانومم افتادم...