نتایح جستجو

  1. * فریبا *

    جای خاصی نبود . آدرس یه وبلاگ بود ..با توجه به مطالبش حدس زدم واسه خودتون باشه .

    جای خاصی نبود . آدرس یه وبلاگ بود ..با توجه به مطالبش حدس زدم واسه خودتون باشه .
  2. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    زمانی که شروع کردم به خوندن داستان دقیق به همین موضوع فکر میکردم ;)
  3. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کرسی رو داغ کنه ؟؟؟؟ خیلی باشه در حد یه اواژور که یه نور ضعیفی بده ..
  4. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام فضایی .. خوبی؟> میبینم که امشب با دست پر اومدی .......
  5. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بی خیال .ذهنتون رو دریر نکنین نصفه شبی خوابتون نبره .. کسی قصه نداره ؟ منتظرم .
  6. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    میدونین بهش فکر نمیکردم یهو این حس واسم پیش اومد ..نثلا به تلفن فکر نمیکنی اما یهو میزنگه ..اونجوزی ..
  7. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اخه میدونین چیه .. الان واسه چند لحظه یه حالی شدم .. تا حالا این مدلی نشده بودم .. حس کردم که توی صور دمیدن و قیامت شد .. همه دارن میرن دنبال کار خودشون ...خیلی حس عجیبی بود .. راستشو بخواهین خییییییلی ترسیدم ... یه جوری شدم ...
  8. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها یه سوال بپرسم ؟ بنظرتون قیامت چجوریه ؟ زمانیکه تو صور میدمن چی میشه .. ؟
  9. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بهههههه سلام ملودی جونم .خوف بود .دعا کنین استادمون موقع تصحیح با زنش دعواش نشده باشه ...
  10. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اوکی . بارون جون عجب امضایی داریا ... بسی بسیار با معنی .
  11. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یووووووهوووووووووو ...بچه ها کجایین پس ؟ یه امشبی رو من اومدم تا صبح باشما ...ز.دی بیاین
  12. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دادا تنهایی dont worry خوب میشه امتحانت . شب بخیر .
  13. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها یه کشف جالب ... من هر کاری میکردم نمیتونستم از داستان بهب عد پست ها رو ببینم ..هر چی رفرش کردم هم جواب نداد ..اخر سر تو قسمتی که شماره صفحات رو داشت زدم 172 (هنوز 171 هستیم ) بعد تونستم ببینم... جلل خالق ...
  14. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بله .با اجازتون ... البته من زودتر رفتم چون باید واسه حمله چریکی امشب برنامه ریزی میکردم .. شما چرا چند شبه زوذ میری؟ میترسی بمونی فردا پورد تنهایی داشته باشیم بجای دادا تنهایی؟
  15. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی من خوبم و شما چطوری؟
  16. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام مجدد به همه .. شرمنده من سلاحام رو جا گذاشته بوم رفتم مسلح برگشتم . دادا تنهایی خوبی ؟ بارون جون چطوری ؟>
  17. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام سکرت جون . خوبی؟ من هستم عزیز ..بفرما ..بفرما .. خوش اومدی ..
  18. * فریبا *

    این عکس است یا معجزه ..... من که خودم خیلی حال کردم

    میدونین این عکس به چه دردی میخوره ؟ عکس خودتو و دوست پسرتو (مثلا داری) اینجوری کنی بعد داداشت از اونجایی که خیلی غیرتیه کامپیوترت رو چک میکنه میرسه به این عکس میخواد بزرگش کنه ..نمیتونه بیچاره دیوونه میشه ..:D
  19. * فریبا *

    این عکس است یا معجزه ..... من که خودم خیلی حال کردم

    :surprised:خیلی سر کاریه ... جالب بود ... پسره از کجا اومد دیگه ؟؟؟:surprised:
بالا