واو.. یدم رفته که چی میخواستی بزنی. همون زبان فلانسه یا... باشه باشه وقتی خدا دلش خواست تو هم قبول میشی ولی ذاتن خدا به افریده اش گفت که:" اون زمین اون اب اون نور افتاب و اینم مخ. حالابدو برو برا خودت پیشرفت کن"
هن پیس دلمجقولی. اما چوخ پیس یوخ ها.
خوبه خیلی هم خوبه.
وای دده ترم تابستانی حتمن ورداشتی دیگه
موفق باشی زهره جان...
فکر کنم /البته مطمئنم/ که تورو در اینده بر پله های رفیع موفقیت میبینیم ماها .
من یاروزا دیر میام از سر کار و هم اینکه یه دلمجقولی بیرون پیدا کرده بودیم و اوجور.
هیچی.. دارم سخت تلاش میکنم که روی آب بمونم تو این دنیای وانفسا دوزلو قیز.
چرا کم پیدایی؟
یا نکنه که هستی و من نمیدونم.
درست شد اون مسیله سرما خوردگیت دیگه؟
سلام بر حاجیه ترین حاجیه دنیا.
مرسی خوبم و مرسی که خوبم..
چه عکس خوشگلیه ولی این.
راستی این جیگر جلو افتاب که مونده تبدیل به هیچی شده و اصلن دیگه فایده نداره.
من خوبم و مرسی ولی کمخوابی مفرط دارم خیلی.
کم خوابیه مفرط دارم خیلی.
من کل دروسم تموم شد به گمانم و از این جهت تو دلم یه خوشالیه ریز هست ولی همچنان از بودنم در این حالت که نا متجانس با علت وجودیمه ناراضیم.
آره این یک حقیقت محضه که کسانی که چیزهای بزرگی دارند نایل به زیارت موفقیت میباشند مثل راهب معروف دربار تزار "راسپوتین"
منم براش بهترین چیزهارو ارزو میکنم
باورم نمیشه باورم نیست باورم نمیشهههههههههههههههههه
باشه من اصلن تیکه نمیندازم گرچه قبلن هم نبود. پس بهتره سکوت کنم قبل از اینکه این رابطه دوستی سقوط کنه.
مرسی برای این شعر کوچولوت ابجیییییییییی
قشنگ بود و معنادار و زیبا
اصلن دیگه این حرف رو نزن ها.هر وقت خواستی و به هر جاش که خواستی سرک بکش. اینجا منعی برای دیدن یا ندیدن وجود نداره. و میتنوی هر کاریدوج داشتی بکنی بدون اینکه فضولی محسوب بشه. این یعنی توجه و این یعنی اینکه من باید ذوق کنم که ابجیم...
سلام حاجی..
مشتبی رو باید دنبال کرد باید سیر کرد بزرگ شدنش رو و دید نهایتی رو که در اون، مشتبی روی صخره بلندی به افتخار ایستاده.
من براش یه اینده بزرگ میبینم.
آره راست میگی راست میگی دنیا همه رو گاهی گیج میکنه وادما فکر میکنند تنهاترین هستند ولی وقتی کمی دور و برمون رو نیگا میکنیم میبینیم خیلی چیزا هستند که ما اونا رو و اونا مارو دوس دارند.
میسی بابت اینهمه روحیه دهیت. فکر میکنم گاهی که تو یی که باید بهم روحیه بدی این الان وظیفه تو شده که گاهی نجاتم...