پند
پند
شیخی گفت : که وقتی زنبوری به موری رسید او را دید که دانه ای گندم میبرد به خانه و آن دانه زیرو زبر می شد و آن مور با آن زیر و زبر می آمد و به جهد و حیله ی بسیار آن را می کشید و مردمان پای بر او می نهادند و او را خسته و افگار می کردند.آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که...