حرف جيم (2)
حرف جيم (2)
جفت ششآوردن: خيلي شانس آوردن/ خوششانس بودن (از حوزه قماربازي)
جفت و طاق بازي کردن: با هم ور رفتن/ با هم اختلاط کردن (- بابا! کار ميکنيم، جفت و طاق که بازي نميکنيم.)
جفنگ: نامربوط/ بيارزش
جقله: کوچک/ ريز/ غير قابل اعتنا
جقهدار: آدم لات و پولدار/ لات داراي...