:surprised: خب اونارا همنجور دم دست بودن اسماشونو گفتم!:دی حالا هر وقت موخوان برن! فقط من زودتر از اونا نرم!
ایی! دوباره گفت! مثلا یه مورد که قابلیت حسوتی داشته باشی را شرخ دهید(5 نمره)
کچل! لهیده داغون! اینقدر گریه می کنی دلم ریش شد:دی
خب بالاخره دیر یا زود باید گذاشت و رفت!
همه میرن تو امروز میری نفیسی فردا شقا پس فردا من هم اگه عمری باقی باشه صد سال دیگه میام!
مهم چ جوری رفتنه!
به نطر من به اندازه آدم های روی زمین راه هست برای رفتن!
حسوتی؟ آخه من به چی تو کچل لهیده حسوتی کنم!
پ ن: اینقدر گریه می کنی دلم ریش شد:دی
زبونت بره لای ساتور ! خودت بپوکی:دی
:w01:
آره خو!
هرچی خداوند جل و علا بخواهد ولی خو حالا تو هم سعیتو بکن همین امروز و فردا کار را تموم کنی
هرچند بازهم هفته میفته تو ماه رمضون:w05:
ولی خب حالا چاره ایی نیست.نهایتش افطار رو متصل می کنیم به سحری!
در مورد شعر هم تازه صبحونه خورده بودم متاسفانه...
محض اطلاع!
من خودم با ماشین خودمون میام:w02:
اسم رستوران رو هم نیازی نیست الاعان بفهم که!
همون سرخاک بهمون می گن!
فقط قربون دستت تو ماه رمضون نمیری که حسش نیست !!
خداوند بد ندهد کچل!
چی شده!
وسیله ایاب و ذهاب فراهم است عایا؟
کدام رستوران سفارش داده ایی؟
به نظر من یک سیخ کباب بده یک سیخ مرغ!
اینگونه روحت هم شاد می شود!