چند ساله كه خودمو به كل فراموش كرده ام
دارم تو دنياي پوشالي كه خودم با دستاي خودم ساختم دست و پا ميزنم
كسي حرفامو نميفهمه
يه روز دلم ميخواد برم كوه تا جايي كه نفس دارم فرياد بزنم
كسي جز خدا هم صدامو نشنوه
اونقدر داد بزنم كه نفسم تموم بشه
انگار تو اين دنياي كذايي خودم حتي كوهي هم نساختم كه بتونم...