نتایح جستجو

  1. vinca

    [مشاوره] - انتخاب رشته کنکور ارشد مهندسی شیمی 93

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  2. vinca

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز...

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  3. vinca

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز...

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  4. vinca

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز...

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  5. vinca

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز...

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  6. vinca

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز...

    تا چند ز سودای جهان پیمودن واندر بد و نیک جان و تن فرسودن چون رزق نخواهدت ز رنج افزودن بگزین ز جهان نشستن و آسودن
  7. vinca

    با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش بر ساز تو عالمی ز بیش و کم...

    با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش بر ساز تو عالمی ز بیش و کم خویش آنگاه بزی به ناز در عالم خویش
  8. vinca

    با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش بر ساز تو عالمی ز بیش و کم...

    با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش بر ساز تو عالمی ز بیش و کم خویش آنگاه بزی به ناز در عالم خویش
  9. vinca

    آنها که اسیر عشق دلدارانند از دست فلک همیشه خونبارانند هرگز نشود بخت بد از عشق جدا بدبختی و...

    آنها که اسیر عشق دلدارانند از دست فلک همیشه خونبارانند هرگز نشود بخت بد از عشق جدا بدبختی و عاشقی مگر یارانند
  10. vinca

    چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را

    چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
  11. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    مست خراب یابد هر لحظه در خرابات گنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات
  12. vinca

    از کجا همسر آیندمو پیدا کنم؟

    منم خواستم اینو بگم که تو قبلا از من گفته بودی :biggrin:
  13. vinca

    سلام - حیفه که 600 تا دوست ندارید - تو میتونی - تلاشتو بیشتر بکن ببین کسی تو سایت نیست دیگه

    سلام - حیفه که 600 تا دوست ندارید - تو میتونی - تلاشتو بیشتر بکن ببین کسی تو سایت نیست دیگه
  14. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم قرار عجز خویش همانجا نوشته‌ایم حاصل، دمی زیاد تو غافل نبوده‌ایم یا گفته‌ایم حرف غمت یا نوشته‌ایم از سوز اشتیاق نیارم که دم زنم که آتش گرفته دست و قلم تا نوشته‌ایم
  15. vinca

    گفتگو و آشنایی با دیگر اعضای تالار پزشکی

    چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟ اگر در من نگه کردی نگارم بدیدی گر فراقش چونم آخر بپرسیدی دمی حال فگارم نکرد آن دوست از من یاد روزی به کام دشمنان شد روزگارم چرا خواهد به کام دشمنانم چو می‌داند که او را دوست دارم؟ عزیزی بودم اول بر در او عزیزان، بنگرید: آخر چه خوارم؟ فرو شد روز من بی‌مهر رویش چو...
  16. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    رخ سوی خرابات نهادیم دگربار در دام خرابات فتادیم دگربار از بهر یکی جرعه دو صد توبه شکستیم در دیر مغان روزه گشادیم دگربار
  17. vinca

    چه میشود کرد ..... گاهی ...... میسوزی تلخ...... حالت بد میشود.... همه هستندوهیچ نیستند چه میشود...

    چه میشود کرد ..... گاهی ...... میسوزی تلخ...... حالت بد میشود.... همه هستندوهیچ نیستند چه میشود کرد..... باز سکوت نا متنهایی...... باز تنهایی ....... چه میشود کرد..... Vinca :smile:
  18. vinca

    شب مهتاب نیست اما شبم خوب است سکوت سنگین نیست اما سبکم خوب است چشمانم خوب نیستند اما گریستنم خوب...

    شب مهتاب نیست اما شبم خوب است سکوت سنگین نیست اما سبکم خوب است چشمانم خوب نیستند اما گریستنم خوب است دلم بارانی نیست اما هوای توهم خوب است خوب شعر نمی گویم اما کنایه هم خوب است ره خانه ی لیلی تاریک است اما حال دل مجنون هم خوب است موهایت را در باد رها نکن کمی حجاب هم خوب است ایران جای قشنگیست...
  19. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم زمانی با تو بنشینم، دمی در روی تو خندم درآ شاد از درم خندان که در پایت فشانم جان مدارم بیش ازین گریان، بیا، کت آرزومندم
  20. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد باشد که چو روز آید بروی گذرت افتد زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز آن کس که به امیدی بر خاک درت افتد آیم به درت افتم، تا جور کنی کمتر از بخت بدم گویی خود بیشترت افتد من خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتم آخر به غلط روزی بر من گذرت افتد گفتم که: بده دادم، بیداد فزون...
بالا