عشق + 2
عشق + 2
آره، منم همچین تا آقامون درو بست پریدم لباسامو پوشیدمو حاضر شدم تا عملیات "دیدبان 007" رو شروع کنم ... :d
از پنجره دیدم که آقامون ماشینو از پارکینگ آورد بیرون، منم تندی رفتم بیرونو پریدم تو آسانسورو رفتم که برم .
تا زدم بیرون یه تاکسی دربست گرفتم و نشستم توش، که یهو آقای راننده...