داد از جدایی.......یادته گفتم بادوسمون میریم زنگ میزنیم به پلیس؟ یادته بهت گفتم تو عمل انجام شده میذاریمش؟ باید اون کار کنیم .....وقتشه....و گرنه آن کلاغی که پرید از فراز سر ما....بیژ....بود.....بیژ.... بود
نه تو همیشه همین جوری بودی.....یادته وقتی میخواستی جارو بزنی.....پدرمونو در می آوردی تا ی کار کنی .......ولی برای خوردن....کی بود فکتو ماساژ بده.....من برم.....سلام برسون.....به هر کی که دیدی ......بای
سلام....خوشم ازت نمیا ...برو ....باهات قهرم.....مامانمم شوهر کرد ....مامانتم شوهر کرد ....چی دیدی که انقد چسبیدی بهش ....دوستان قدیمی رو فراموش کردی....به م ت گفتم باید میرفتیم عروسیش ی تنبکم بر میداشتیم ...م ت تنبک بزنه من برقصم ...بگیم این دوس ما داغه نمی فهمه ما رو دعوت نکرده ...بیهوده متاز...
سلام....عزي بي شعور....چرا انقد زنگ ميزني خونمون ....اگه باز زنگ بزني ..................................................................................جوابت ميدم نميدم ميدم نميدم....
حالا زنگ بزن ي كاريش مي كنم...فقط به خاطر حسين جون