خب اون چیزیه که من نخواهم تونست فلاموش کنم. واقعیت هایی که در مورد ادما هست رو باید گاهی دیر به دیر گفت که برای تو یک عادت نشه و بدونی که جقدر مهمند.
توحقیقت رو در مورد خودت گفتی
ای بابا نگفته موضع گرفتی این کلی بود البته اون اسم دوران بچگیم بود ولی توشناسنامه بهروز هستم و الان هم ایمان منسوخ شده
اگر ناراحت کننده بود شرمنده من علت داشتم برا پیچوندنم.
ار میدونم
دیر بهیدر ولی عوضشروزای دیگش هم سعی میکنی سوکوت کنی تا عصبانیتت هویدا نشه.
خداروشکر که اینچنینی دیگه.
این خیلی خوبه و مایه خوشالیه البته به قول معروف
حالا منت نذار دیگه
بستنی کیلویی نگرفتی که.
یه دونه قیفی فرد اعلا بود که تو تا نگفته من درسته قورت دادم همش رو.
قضیه این 50 چیه؟ البته اگر ربطی به اینده ماهاهم داره
باورت میشه از دیروز خوش نبودم و الان که اومدی روحیه ام رو متحول کردی برام؟
الان خیلی بهترم مرسی که اینجایی تو نه تنها روحی که فرشته نجات بخت برگشتگان عالمی. قدر این اخلاق نکوت رو بدون
گو اینکه گاه میتونی بر عکسش هم باشی هاااااااااااا
باور کن از اینیکی نیمتونم بگذرم مریم. میدونی بستنی مثل تیکه ای از حقوقمه که اگرکسی بخواد باهام شریک شه باباش رو به عزاش مینشونم و اقوامش رو درگیره مراسم تدفین میکنم. مرسی من نمیدونم در قبالش چی بدم که
هنوج تموم نشده که روحییی
هنوج یه درسم مونده که یوحییی
من شیرینی میدم یا ادرس بده پیشتاز کنم یا شماره حساب بده بریزم نقدی به حسابت که خودت برا خودت بگیری.
تو چرا یادت نمیره که من چه قولی میدم در کل
من کلی دعا کردم در ضمن کلی هم عصری غذا خوردم.. ولی دعا میکنم هیشکی نتونه بخوره بمونه برا خودم.
یه جورایی سخته ولی اون تیکه گوشت بدجوری من روتحت تاثیر قرار داده اونم برشتههه
واوووووووو