نتایح جستجو

  1. mammad.mechanic

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    مداد سفید مداد سفید همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر...
  2. mammad.mechanic

    مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من اشتياقي که به ديدار تو دارد دل...

    مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من اشتياقي که به ديدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و اندر دل من
  3. mammad.mechanic

    عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ... دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ... درد دل خواهم گفت بی هیچ...

    عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ... دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ... درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ... گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ... در آغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی ... در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی !!!... این گونه شاید احساساتم نمیرد
  4. mammad.mechanic

    میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم نا امیدم گر کنی...

    میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . .
  5. mammad.mechanic

    مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من اشتياقي که به ديدار تو دارد دل...

    مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من اشتياقي که به ديدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و اندر دل من
  6. mammad.mechanic

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    دانشمندى در بیابان به چوپانى رسید، به او گفت : چرا به جاى تحصیل دانش ، چوپانى مى كنى . چوپان درپاسخ گفت : آن چه خلاصه دانش ها ی مفید است یاد گرفته ام . دانشمند گفت : خلاصه دانش ها چیست ؟!. چوپان گفت : پنج چیز است : 1 - تاراستگوئى تمام نشده ، دروغ نگویم . 2 - تا مال حلال تمام نشده ، مال...
  7. mammad.mechanic

    نیستی؟

    نیستی؟
  8. mammad.mechanic

    آشنایی دانشجویان واحد نجف آباد

    عجب چوووم
  9. mammad.mechanic

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    چندین سال پیش بود . ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده ، توی یک کلبه کوچك زندگی می کردیم . روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد. کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی ... از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر...
  10. mammad.mechanic

    ΩΘΞΨΓΔΦΛΣΔ به یک زبان باستانی نوشتم دوستت دارم فکرشو بکن... از اون قدیما دوستت داشتم!

    ΩΘΞΨΓΔΦΛΣΔ به یک زبان باستانی نوشتم دوستت دارم فکرشو بکن... از اون قدیما دوستت داشتم!
  11. mammad.mechanic

    راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم! راز دل با آب گفتم تا...

    راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم! راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي! عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم
  12. mammad.mechanic

    آشنایی دانشجویان واحد نجف آباد

    سلا اااااااااااااا م آقا یه خبر دااااااااااااااااااغ......:w42::w26: امروز تو دانشگاه بر و بچ تجمع کرده بودن.....ولی ما نفهمیدیم دلیلش چی بود:w20::question:
  13. mammad.mechanic

    آشنایی دانشجویان واحد نجف آباد

    سلام حال بر و بچ دانشگاه آزاد چطوره؟ من دانشجوی ساخت و تولید ترم 7 هستم.. از آشنایی با همتون خوشحالم.......:w11::w42:
  14. mammad.mechanic

    سلام صفحه شما ماشالا چقدر باز دید کننده داره..

    سلام صفحه شما ماشالا چقدر باز دید کننده داره..
  15. mammad.mechanic

    از این دختر کوچلو یاد بگیریم « جالبه بیا تو دم در بده »

    به نظز من اگه این دختر کوچولو با خودش یه لباس یا یه چادر می آورد...دعاش زودتر مسجاب میشد...:w16:
  16. mammad.mechanic

    از این دختر کوچلو یاد بگیریم « جالبه بیا تو دم در بده »

    به نظز من اگه این دختر کوچولو با خودش یه لباس یا یه چادر می آورد...دعاش زودتر مسجاب میشد...:w16:
  17. mammad.mechanic

    خدا تعداد مردایی مثل بهزاد ( سریال دلنوازان) رو تو جامعه ما زیاد کنه

    این تاپیک در مورد چی بود؟! بحث به کجاها که نکشید....... می خواد عروسک بازی کنه........لااله الله:w15:
بالا