عشق من
در اغوشت ارام میگیرم ....همه ی دلواپسیها و دلتنگی هایم را .....
در اغوشت به باد میسپارم ....
نگاهم را به سویت روانه میکنم ......
تنم را به اغوشت وصله میزنم و تو را محو اغوشم میکنم ...
کالبد وجودم را محصور صدای زمزه ی باران چشمانم میکنم ....
سکوت درونم را به تن پوشی از جنس مهر در...
دلم برایت تنگ است ....یار من ...
دوست دارم .....تکیه کردن بر شانه هایت را .....زیرا تکیه گاه من تو هستی ....عشق من ...
یاد هست ؟؟
این منظره جزئی از خاطراطمان است .....فصلی از نگاهمان ....که ما را عاشقتر از همیشه کرد ...
نگاه خوشید ....دلمان را از همیشه گرم تر کرده بود ...
ترنم باد...
در ذهن زنانه ی من....
مرد یعنی تکیه گاهی امن.....
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ،بدون اندکی شرم!
در ذهن زنانه ی من....
مرد یعنی کوه بودن، پر از سخاوت، پر از حیای مردانه...
در کنار این ابهت،لوس شدنهای کودکانه!!!
در ذهن زنانه ی ِمن...
مرد یعنی دوست میدارمت تو هر لحظه با منی!
تو مردی...
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو آرامش یافته ام
كه هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو امنیت را احساس كرده ام
كه در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس كرده ام
كه در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست
پس امانم بده
كه تا ابد در دل این...
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...غصه هایت برای من ...همه بغضها و اشکهایت برای من ..
بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم ...
[IMG]