نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حمید خداییش دقت کن به این جمله ی آرام ... :D ببینم تو هم متوجه این چیزی که من شدم میشی ...:D
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ای بی معرفت، الهی که ... :d هیچی بابا، ذکر خیر شما بود یاسمن خانوم، داشتم به این حمید میگفتم امشب این شیرینیایی که یاسمن آورد عجب طعم خوبی داشت، منو یاد بچگیام انداخت ... :D ببینم اینارو با جادو درست میکنید یا ورد خاصی داره؟ :D
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یک زوج در اوایل 60 سالگی ، در یک رستوران کوچک رومانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچک سر میزشان ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، هر کدامتان میتوانید یک آرزو بکنین خانم گفت: اووووووووووووووووه، من...
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    واقعا چقدر بده که یهو وسط ماجرا سر دسته یا فرمانده جا بزنه و فرار کنه ... :D برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ...
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ما که هر شب حال تک تکشونو چه باشن چه غایب میگیریم، باشه داش، امشبم روش ... :D فقط حمید این گوشتو بیار: میگم امشب فقط به این یاسمنه کاری نداشته باشیم، امشب زحمت کشید همون اول پذیرایی کرد ازمون، بچه خوبی شده مثکی ... :D
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ... هیچی والا ... اینجا یه کرسیه که همه توی این شبای سرد، بدرو از هر غم و اندوه و ناراحتی، زیرش جمع میشیم و یکی برامون قصه میگه و میگیم و میشنویم و میخنیدیم ... راستی خوش اومدی ...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آقا امید "مرد تنهای شب" ممنون بابت داستان و متن قشنگت ...:gol:
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    میسوزیم؟ :biggrin: از چی؟ از روزای شما یا خود شما؟ :biggrin: اتفاقا شما و کاراتون برای ما هر روز یه طنز و لطیفه ی جدید به حساب میاین، دیگه چرا بسوزیم؟ :D
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دختر بچه گیج گیج بود از اینهمه تناقض ... و حیرون مونده بود که کدوم یکی از حرف بزرگترا رو قبول کنه مثلا تا همین چند وقت پیش هر بار که دفتر نقاشیش رو خط خطی می کرد پدرش دعواش می کرد و میگفت که بابا جون خط کج نکش ! یادت باشه که همیشه خط صاف بکشی ولی امروز تو بیمارستان وقتی می دید که هر بار بقیه می...
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام خدمت دوست دختر نمای خودمون ... :D خوبی خانوم؟ چی نه، خوبی آقا؟ :D
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به، سلام آرامش خانوم ... خوش اومدی ... ما که خوبیم، شما چطوری؟ خب این قهوه رو به افتخار شما آوردن اینجا دیگه، آخه شنیدیم نظرت درباره قهوه عوض شده ... :D
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آره خب، توبیشتر دوست داری قربانیات بی درد و آروم بمیرن، یا مثلا خودت جادوشون کنی ... :D مرسی، نظر لطفتونه یاسمن خانوم، این تایپیک بدون اعضای گلش، که یکیشم شمایی هیچ معنی نداره ... ولی کاششم هیچی ... :D سلام نگار خانوم ... خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟ آخ که من چقده قهوه دوست دارم، اونم با طعم حرص آرام...
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آقا وحید دمت گرم خداییش، خیلی قشنگ و آموزنده بود ...:gol: بازم از این داستانا داشتی بذار و دیگه هم نبینم بگی " اینم یه داستان مسخره" ... :razz:
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آقا حمید گل ... خوبی عزیز؟ حالت چطوره؟ بهتری ایشالا؟ سلامی گرم هم خدمت نوش آفرین خانوم ... ما که خوبیم ... شما چطوری؟
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دستت درد نکنه ... (یاسمن خانوم الان تو دلش: محمد صادق الهی که اون تریلی که دیشب مقصود میگفت، با 18 تا چرخش به علاوه چنتا چرخ زاپاسش از روت رد بشه و مثل یه موجود تک سلولی از روی زمین محو بشی که از دستت خلاص بشم دیگه نبینمت اینجاها بیای، ایشالا که اون شیرینیا تو گلوت گیر کنه و پایین نره که هر چی...
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آقا وحید جلجلاب ... خوبی عزیز؟
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام ااااا، چه عجب، به سلامتی، ایشالا موفق باشی ... :) میگم حالا با این وزن زیادت اینقده داری ورجه وورجه میکنی زیاد برات سخت نیست؟ :D باشه، فقط بذار همه دخترا بیان، کامل بشه جمعتون، یکیتونو انتخاب میکنیم .... :D راستی چه خبر؟
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به کجا چنین شتابان؟ :D
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آخیییییییی ... چرا خب؟ اشکال نداره، بزرگ میشی خودت خاله میشی ایشالا ...:D خب دیگه این آقا وحیدم که جواب نداد، ما بریم دیگه ... شب همگی بخیر و خوشی ...:gol:
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خوبه حالا از تو نپرسیدم چیزی ... خالت چی شده؟ زنگ زده بهتون؟ چیزیش که نشده خدای نکرده ... :D
بالا