نتایح جستجو

  1. HHassanzadeh

    چرا در اسلام به زن اجازه قضاوت داده نشده است ؟

    سوال: چرا در اسلام به زن اجازه قضاوت داده نشده است ؟ پاسخ: مشهور فقها يكى از شرايط قضاوت را «مرد بودن» مى دانند. علتى كه براى اين امر ذكر مى كنند،عاطفى و احساساتى بودن زن است که ممکن است در قضاوت او تاثیر بگذارد و مستند نظر آن ها روايتى است كه در آن آمده : «... بر زن واجب نيست متولى...
  2. HHassanzadeh

    مشروعيت ازدواج موقت در کتاب هاي اهل سنت

    متعه چيست؟ مساله متعه يا ازدواج موقت ، از جمله مسائلي است که اختلاف بين شيعه و سني در مورد آن بسيار شديد بوده و اهل سنت از آن به عنوان حربه اي بر ضد شيعه استفاده مي کنند . اتفاق شيعه وسني در تعريف متعه و ازدواج دانستن آن : در ابتدا بايد به اين نكته اشاره كرد كه همگي علماي مذاهب در...
  3. HHassanzadeh

    گناه بعد از توبه چگونه است؟

    در كتاب شريف اصول كافى است كه محمد بن مسلم از ابوجعفر، امام باقر عليه السلام نقل كرده است : ((اى محمد بن مسلم ! گناهانى كه مؤ من از آن توبه كند، بخشوده شود. پس بايد براى زمان پس از توبه از نو شروع به عمل كند، و به خدا سوگند كه اين توبه تنها اهل ايمان راست .)) عرض كردم : چنانچه توبه خويش را بشكند...
  4. HHassanzadeh

    برنگ خدا (روايات و داستانهاي اسلامي و مذهبي)

    پیرزن به بهشت نمی رود!!!!!!!!!!! پیرزن به بهشت نمی رود!!!!!!!!!!! :cry::eek::cry: مروى است صفيّه بنت عبدالمطلب كه عمه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم است ، روزى نزد حضرت آمد در حالى كه پير شده بود، گفت : يا رسول الله دعا كن تا من به بهشت روم . حضرت بر سبيل طيب فرمود كه : زنان پير به...
  5. HHassanzadeh

    برنگ خدا (روايات و داستانهاي اسلامي و مذهبي)

    نفتى و خداشناسى نفتى و خداشناسى نفتى و خداشناسى شخصى بود كه در قديم ، ظروفى پر از نفت را با اسب و قاطر به دهات و روستاها مى برد، روزى شخصى از او پرسيد كه : تو خدايت را چگونه شناخته اى ؟! نفتى جواب داد: خوب گوش كن ، من هر گاه كه از مبداء راه مى افتم ، پس از پر كردن اين ظرفها از نفت ، درب...
  6. HHassanzadeh

    نخستين زمزمه تحريف قرآن از حنجره چه كسى برخاست ؟

    نخستين زمزمه تحريف قرآن از حنجره چه كسى برخاست ؟ براى سست كردن بنيان محكم قرآن هم طرح كم و زياد شدن قرآن را ريختند و عمر در آخرين روزهاى زندگانيش در پايان خطبه اى كه در مدينه خواند در حالى كه دستهايش را بر هم زد گفت : اياكم ان تهلكوا عن اية الرجم ان يقول قائل لانجد حدين فى كتاب الله فقد رجم...
  7. HHassanzadeh

    جواب سلمان به ابوالدرداء

    سلمان فارسى و ابوالدرداء در ميان سلمان فارسى و ابوالدرداء عقد اخوت بسته شده بود و ابوالدرداء در شام سكنى كرد سلمان در كوفه . ابوالدرداء نامه يى به سلمان نوشت : سلام عليك ، اما بعد، پروردگار متعال بعد از تو مرا مال و اولادى عطا كرده است ، و به زمين مقدس (ممكن است مراد بيت المقدس باشد) فرود...
  8. HHassanzadeh

    بهترين کتابي‌ که به تازگي خوانده‌ايد؟

    با سلام کتاب زیبای ماه در آب دکتر سنگری ______________________ واقعا بهار و قيامت شبيه هم هستند. علف هاي هرز و گلها هم زمان از خاك سربر مي دارند.
  9. HHassanzadeh

    فرق عرش و فرش

    با سلام زیبا بود _________________________________-- هرکه محرم به محرم شد محرم باشد
  10. HHassanzadeh

    سلام خوش اومدی کجا درس میخونی؟

    سلام خوش اومدی کجا درس میخونی؟
  11. HHassanzadeh

    اربعین حسینی [ ویژه نامه ]

    چهل روز گذشت. نه اشک‎ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‎ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاکهای بیابان می‎دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟تشنگی را باید از ریگ‎های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‎ارزد؟ هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‎های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‎های کسی بگذرد و دریغ...
  12. HHassanzadeh

    درد دلی با صاحب الزمان(حضرت مهدی عج)

    من و موی خیال تو شانه زدن من و موی خیال تو شانه زدن توکه جان جهانی و زنده ترین ، تو که نبض زمانی و روح زمین قدمی ز حوالی من بگذر نفسی به کنار دلم بنشین تو و لحظه به لحظه جوانه زدن من و موی خیال تو شانه زدن من و راه هر آنچه بهانه زدن که بیا که چنان ، که بیا که چنین نفسم تو که باشی زنده شوم...
  13. HHassanzadeh

    اهل کاشانم...(نه) اهل دردم/قبله ام یک یاس کبود

    گناهی، رگ گردنم را گروگان گرفته است زمانی خداوند همسایه ام بود
  14. HHassanzadeh

    نجوای امام سجاد(ع) درشب عاشورا باپدر

    " پدر عزیز شهیدم ! دشت در خاموشی هراسناک خویش خفته است . جز بوی خون و خاکستر و سیب ، در حجم غریبانه ی شب آشنایی نیست . عمه ام زینب در کنار خیمه های سوخته آخرین رکعت تحجد را نشسته و شکسته می خواند . کودکان خوابیده اند ودر خواب تصویر هولناک غروب را مرور می کنند . غروبی که شیهه و شمشیر ، هراس در...
  15. HHassanzadeh

    ..........ولیکن مدتی با گل نشستم وگرنه...........

    بوسه ای از روی عشق ! بگــذار تا ز شارع میـخانه بـگذریم کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم سالهای سال بود که در کنج انبار خاک می خوردم . من و دوستانم به عزلت و گوشه گیری عادت کرده بودیم ! چکار می توانستیم بکنیم ، جز اینکه منتظر مشتری پولداری بنشینیم تا ما را خریداری کند . دیگر دعا و راز و...
  16. HHassanzadeh

    اهل کاشانم...(نه) اهل دردم/قبله ام یک یاس کبود

    (اهل کاشانم) اهل دردم روزگارم بد نیست (تکه نانی دارم) دل تنگی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی مادری دارم بهتراز برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که دراین نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی قانون گیاه (من مسلمانم) من شیعه ام قبله ام یک (گل سرخ) یاس کبود جانمازم...
  17. HHassanzadeh

    من ودیاریار

    باسلام راستشو بخواهین من سفر عتباتم و از مدینه النبی گرفتم، وامیدوارم تونسته باشم از سفر کربلا دوباره عمره رو گرفته باشم. ما میتونیم از هر لطف خدا ،الطاف دیگری کسب کنیم فقط باید کمی بیشتر دقت کنیم ان شاءا... قسمت تمام آرزومندا بشه _____________________________________ منتقم کربلا(عج)...
  18. HHassanzadeh

    من ودیاریار

    ممنون دوست عزیز،انشاءا... قسمت شما هم بشه __________________________________________ ازکعبه وزمزم دور از کرببلاییم غم نیست که ما حاجی حج فقراییم
  19. HHassanzadeh

    دانشگاه صنعتی ارومیه

    petro uut petro uut با سلام به همه بچه های گل UUT منHHپتروشیمی از آشناییتون خوشبختم
بالا