همسفر
فهم این قصه محال است ؛محال !
لایه در لایه سوال است ؛سوال !
نقطه ی مرکز این دایره درک است؛قبول !
درک این درک خیال است ؛خیال !
بوته ی خار که در بیهودگی تمثیل است ،
بر لب تپه چه خال است ؛چه خال!
گفت فرزانه :حقیقت به جنوب است !شتاب !
شک به دل داشت که شاید به شمال است ؛شمال !
مات ُ مبهوت از...