ای اسمان تیره تا جاودان تهی
در ظلمت فشرده این روزگار تلخ
سوی کدامین پنجره ره به سوی تو باز کنم
وز کدامین دریچه تنهایی سکوتم را پرواز دهم
نمیدانی که اکنون به غربت خویش پی برد م و این چه
حس تلخی است
وقتیکه بدانی یک غریبه بیشتر از یک آشنا تورا را میشناسد
و نمیدانی که چقدرسخت است...................