یاد قدیما بخیر هرجا عیددیدنی میرفتیم با بچه های فامیل یجا جمع میشدیم هرکسی کلاس میذاشت ک چقدر تا الان تونسته عیدی بیشتر جمع کنه!!
یاد خونه پدر بزرگم ک همیشه تو حیاط خونه شون کلی گلای رنگارنگ میکاشت و خودشم تو حال پشت شیشه مینشست حواسش بود ماها نریم توو باغچه :LOL: تا کسی میرفت عصاشو می اوورد...