هرچند پر شکسته شدی و نمی پری
اما هنوز، مثل همیشه کبوتری
شکر خدا که پاشدي و راه مي روي
انگار فاطمه کمي امروز بهتري
حتي براي دلخوشيِ ما... چه خوب شد
مشغول کارِ خانه شدي روز آخري
شانه زدي به موي پريشان دخترم
مي خواستي نشان بدهي باز مادري
با اين قنوت نا متعادل چه مي کني
داري دعا به خانه ي همسايه...